ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
1010
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
مدتى برحسب امر داراى دوران ، مشغول به تحرير ملفوفهء « 1 » فرامين اندرونى بود و از حسن خطسازى و لطف عبارتپردازى در نظر همگنان پسنديده مىنمود . در تعمير عمارت عاليه و ترتيب خيرات جاريه شوقش بسيار است و سليقهاش بىشمار . در بلوك شمران كه از ييلاقات دار الخلافهء طهران است ، قريهاى است گردويه « 2 » نام به كاف تازى مكسوره ، به راى بىنقطه زده و دال بىنقطهء مكسوره و واو مفتوحه به ياى تحتانى دو نقطه زده و هاى ساكن ، كه به اسم همشيرهء بهرام چوبينه مسمى گشته و مزرعهدار دنياداران نام [ گرفته ] ، كه در طراوت هوا از هواى بهشت درگذشته است . نوّاب فخر الدوله در آن مزرعه قصرى ملوكانه بنا نهاد كه نام نامى قصر و سدير و خورنق را به باد فنا داد . در هنگام صيف ، محل استراحت داراى زمين و زمان شد و حضرت فخر الدوله را ازين مفاخرت پاى بر پايهء آسمان رسيد . بعد از رحلت خاقان اشرف ، به زيارت بيت الله الحرام مشرّف گشت و از فرط ريزش و بخشش نسبت به پاشايان روم و عموم اهالى آن مرزوبوم و شرفاى مكّهء معظّمه و عظماى مدينهء مكرّمه و قاطبهء ابناء سبيل و جمع قوافل حاجّ از عزيز و ذليل ، صيت همّتش از قاف تا قاف جهان درگذشت . جمعى كثير را نيز در آن سفر خير اثر ، از مال خود مستطيع ساخت و از هجوم آن جميع ، به جميع مثوبات اخروى [ 542 ] پرداخت . قطعه [ اى ] از طبع مؤلف در تاريخ قصر احداثى معزى اليها در رى تراويد و يادگار را درين صحيفه ثبت گرديد : لمؤلفه : به عهد دولت شاه جهانبخش * كه دردِ آز را جودش مداوا مهينهدخت داراى معظّم * كه گردون زير و قدر اوست بالا مهى از مشرق اجلال تابان * درى از مخزن اقبال يكتا به همت خاتم و قاآن و جمشيد * به عصمت مريم و بلقيس و حوّا
--> ( 1 ) . ملى : « مكفوفه » ( 2 ) . كردويه / كرديه / گردويه / گرديه / گرديك : نام خواهر بهرام چوبين كه خسرو پرويز او را به همسرى گرفت .